خرید بک لینک
من خودم گذاشتمش تو کابینت، کسی ندید، کسی نبود... اون دوتا کرانچی رو که یادمه خوردم ولی این پفکه رو گذاشتم بعدا بخورمش،....الان نیستششششششش! حالا نمیشه به کسی چیزی بگم، چون اصلا کسی از وجودش اطلاع نداش

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

اگر واسطه گری رو دنبال کرده باشین، میدونین که داستان عاشق شدن دوستم به معلم سازمون هست، که هرجلسه یک رفتاری از خودش نشون میده جناب استاد و دوسته من همچنان دیوانه وار عاشقش هست، که بالاخره هم کار دسش د

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

یک تولد رفتیم پنج شنبه هفته پیش/، فروردین سال بعد عروسی دعوتیم/ دوتا نی نی هم فروردین اردیبهشت، یکی دختر یکی پسر به خاندان اضافه میشند/، موهامو قراره لایت کنم/، مصاحبه کاری رفتم و از فردا یک هفته ازما

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

پنج روز از سرکار رفتن من میگذره...قرار یک هفته ازمایشی گذاشته بودیم که من از رو سوم هی بهشون میگفتم تکلیفمو مشخص کنین و هی یک کاری می شد یا میرفتن جلسه،... بالاخره هنوز نمیدونم با من قرارداد میبندن یا

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

تجربه جالب و دلچسبیه و خوب بعضی جاها هم به غلط کردن افتادممممم... چیزایی که اذیتم میکنه اینه که،....مثل قبل نمیتونم درس بخونم/سیستم بهم ندادن/رفتنم با خودمه ولی برگشتم دسته خودم نیست و بسته به حجم کار

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

دیروز نرفتم سرکار، البته قبلا گفته بودم که پنج شنبه نمیام حداقل، ولی اوکی قطعی نگفته بودن، ولی از نظر من اوکی بودشاصلا حالو و حوصلشو نداشتم که برم، دو هفته عین بنز رفته بودم، جمعه هفته پیشم امتحان زبا

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

امروز از اون روزای شلوغ و پر هیاهو بود، پر رفت و امد ....به منم یک نقشه دادن که اصلاح کنم، البته این نقشه دیروزم دستم بود و دو تا برش زده بودم خودم و حالا که مهندس سازه دیده بودش، تغییر داده بودش ضخام

برچسب: نویسنده: طاها پورعلی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 22:22

صفحه بندی